Paradox ... !

باید گریخت از این تن ...

دوشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۷ ب.ظ

هنوز هیچ چیز تغییر نکرده، شرایط ظاهراً فقط بدتر می‌شود، هرچند همه‌اش بازی‌های مضحک این دنیای دون است.

هنوز تنها راه نجات را فرار می‌دانم و فراموشی، فراموشی خودم و هر آنچه گذشت بر من.

گاهی به سرم می‌زند هویت‌ام را عوض کنم و دور شوم،

آنقدر دور که هیچکس سراغم را نگیرد.

از همه‌شان دلزده و خسته‌ام و حتی از خودم وقتی بین اینان خودم را هدر می‌دهم.

نه آنکه امید داشته باشم به یافتن آرامش در جایی جز اینجا، فقط به نجات فکر می‌کنم چون از یاد رفتگانی که رفتند بی سر و صدا و آرام ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۸
یک نفر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی